"برگ"
دربازروبه سمتی
به سمت برگ هاپنهان!
جمله ی ذهنم لای انگشتان
گاز ..گاز ...گاز
تکان ....تکان .........تکان
جای پدرم
اسمش درشناسنامه اش جا ماند
نگران شدم تاهمه راه
آه .....آه.....من همیشه
من نگران!
تارسیدن به سفارش شانه ها
+ نوشته شده در شنبه سی ام آبان 1388ساعت 21:59  توسط حسن سهولی
|
